کیمیا روی تخت بیمارستان | مرا 70 بار شکنجه کرد به او نگویید!

[ad_1]

رئیس اورژانس اجتماعی کشور گفت:پرونده تجاوز ناپدری به «کیمیا» در بهزیستی وجود دارد و هم اکنون کیمیای ۷ ساله در بهزیستی یکی از شهرهای استان تهران نگهداری می‌شود.

کیمیا روی تخت بیمارستان

کیمیا روی تخت بیمارستان , حسین اسدبیگی در رابطه با اتفاق دلخراشی که برای کیمیا از سوی ناپدری‌اش
رخ داده، گفت: چنین پرونده‌ای در اورژانس اجتماعی کشور وجود دارد.
وی ادامه داد: متأسفانه چند ماه پیش و در همان زمانی که این پرونده تشکیل شد و کیمیا را به بیمارستان
آورده بودند، موضوع را شنیده و متأثر شدم و به‌طور تصادفی در همان مرکزی که در شهر تهران این کودک را پذیرش کرد حضور داشتم.
رئیس اورژانس اجتماعی کشور گفت: «کیمیا» که اسم مستعار این کودک است و این کودک مورد تجاوز
قرار‌گرفته با نام دیگری پذیرش شد، از یکی از شهرهای اطراف تهران به البرز برده و سپس به تهران می‌آورند
و از بیمارستان با اورژانس اجتماعی تماس می‌گیرند.

کیمیا روی تخت بیمارستان

اکنون از وضعیت ناپدری اطلاعی نداریم

اسدبیگی گفت: مأموران اورژانس اجتماعی پرونده را بررسی و به وضعیت کودک رسیدگی می‌کنند و ناپدری
متجاوز این کودک نیز در همان شهر دستگیر شده وزندانی می‌شود.
وی ادامه داد: اکنون از وضعیت ناپدری اطلاعی نداریم که هنوز در زندان است یا خیر، اما در حال حاضر کیمیا
در بهزیستی و در یکی از شهرهای استان تهران نگهداری می‌شود.

رئیس اورژانس اجتماعی کشور تصریح کرد

بنابراین وجود چنین پرونده تکان‌دهنده‌ای را تأیید می‌کنم اما به دلیل اینکه تبعات خوبی برای این کودک و خانواده
او ندارد، اطلاعات بیشتری را نمی‌توانیم بازگو کنیم؛ چه بسا بیشتر یا کمتر از تعداد موارد تجاوز گفته شده
(70 بار) وجود داشته باشد، اما نمی‌توانیم در مورد آن صحبت بیشتری کنیم.
اسدبیگی گفت: آنچه مسلم است در دفعات مکرر ناپدری به این کودک تجاوز کرده و حتماً به سزای اعمال زشت خود خواهد رسید.
گفته می شود این دختر 7 ساله وقتی از شکنجه های جنسی توسط ناپدری اش تعریف می کرد به شدت
می لرزید و مدام می گفت به او نگویید این حرف ها را من گفته ام چون مرا می کشد!

رکنا

کیمیا روی تخت بیمارستان | مرا 70 بار شکنجه کرد به او نگویید!

[ad_2]

لینک منبع

کیمیا قربانی تجاوز ناپدری :مرا 70 بار شکنجه کرد به او نگویید من گفته ام!

[ad_1]

کیمیا قربانی تجاوز ناپدری

کیمیا قربانی تجاوز ناپدری ,حسین اسدبیگی در رابطه با اتفاق دلخراشی که برای کیمیا از سوی ناپدری‌اش رخ داده، گفت:
چنین پرونده‌ای در اورژانس اجتماعی کشور وجود دارد.
وی ادامه داد: متأسفانه چند ماه پیش و در همان زمانی که این پرونده تشکیل شد و کیمیا را به بیمارستان آورده بودند،
موضوع را شنیده و متأثر شدم و به‌طور تصادفی در همان مرکزی که در شهر تهران این کودک را پذیرش کرد حضور داشتم.

رئیس اورژانس اجتماعی کشور گفت: «کیمیا» که اسم مستعار این کودک است و این کودک مورد تجاوز قرار‌گرفته
با نام دیگری پذیرش شد، از یکی از شهرهای اطراف تهران به البرز برده و سپس به تهران می‌آورند
و از بیمارستان با اورژانس اجتماعی تماس می‌گیرند.

اسدبیگی گفت: مأموران اورژانس اجتماعی پرونده را بررسی و به وضعیت کودک رسیدگی می‌کنند
و ناپدری متجاوز این کودک نیز در همان شهر دستگیر شده وزندانی می‌شود.

کیمیا قربانی تجاوز ناپدری

کیمیا قربانی تجاوز ناپدری

وی ادامه داد: اکنون از وضعیت ناپدری اطلاعی نداریم که هنوز در زندان است یا خیر، اما در حال حاضر کیمیا
در بهزیستی و در یکی از شهرهای استان تهران نگهداری می‌شود.

رئیس اورژانس اجتماعی کشور تصریح کرد: بنابراین وجود چنین پرونده تکان‌دهنده‌ای را تأیید می‌کنم اما به دلیل اینکه
تبعات خوبی برای این دختر بچه و خانواده او ندارد، اطلاعات بیشتری را نمی‌توانیم بازگو کنیم؛
چه بسا بیشتر یا کمتر از تعداد موارد تجاوز گفته شده (70 بار) وجود داشته باشد،
اما نمی‌توانیم در مورد آن صحبت بیشتری کنیم. اسدبیگی گفت:
آنچه مسلم است در دفعات مکرر ناپدری به این کودک تجاوز کرده و حتماً به سزای اعمال زشت خود خواهد رسید.

گفته می شود این دختر 7 ساله وقتی از شکنجه های جنسی توسط ناپدری اش تعریف می کرد
به شدت می لرزید و مدام می گفت به او نگویید این حرف ها را من گفته ام چون مرا می کشد!

رکنا

[ad_2]

لینک منبع

ناپدری شیطان پرست بیش از ۷۰ بار به کیمیای ۷ ساله تجاوز کرد

[ad_1]

تجاوز ناپدری شیطان پرست به کیمیا

تجاوز ناپدری شیطان پرست به کیمیا ,داستان آتنای هفت ساله را همه شنیده اند. دختر بچه ای که برای آب خوردن
به مغازه ای رفت که صاحبش رسم مهربانی و انسانیت را از یاد برده بود و … هنوز داغ آتنای پارس آبادی سرد نشده
که خبر آزار و اذیت جنسی دخترکی هفت ساله در استان البرز سرزبان ها افتاده. دختری به نام کیمیا
که از طرف ناپدری مورد تجاوز قرار گرفت تا این روزها روی تخت بیمارستان روزگار بگذراند.

آدرس روی کاغذ را نگاه می کنم. طبقه دوم. بخش کودکان. اتاق 103. در اتاق باز است و مددکاری که کارهای درمانی
کیمیا را انجام می دهد کنار تختش نشسته است. عروسکی سفید رنگ گوشه تخت افتاده و دختری
که نامش کیمیاست آرام و بیصدا کنار عرسک خوابیده. انگار نه انگار که دختری هفت ساله است و پر از انرژی.
همسالانش یک جا بند نمی شوند اما کیمیا نه تنها حرف نمی زند
و بازی نمی کند بلکه با عروسک سفید رنگش هم قهر کرده.

کنارش می نشینم. ملحفه عروسکی اش را روی صورتش می کشد و می گوید با همه قهرم… مدد کارش
با دیدن این حرکت به کیمیا می گوید: سعی کن بخوابی عزیزم. ما چند دقیقه بعد برمی گردیم.
اتاق خلوت و آرام کیمیا را ترک می کنیم تا برای چند لحظه پای صحبت و درددل مددکار کیمیا بنشینیم
و جویای حال دختر 7 ساله ای باشیم. دختری که این روزها لبخندش هم درد می کند.

تجاوز ناپدری شیطان پرست به کیمیا

تجاوز ناپدری شیطان پرست به کیمیا

کیمیا ٧ ساله به همراه مادر و مادربزرگش در کرج زندگی می کرد، پس از سلب حضانت او از پدر واقعی
( به دلیل اعتیاد شدید ، عدم حمایت مالی و عاطفی فرزند و همسر ، آزار و اذیت جسمی و ضرب و شتم کیمیا و مادرش و…)
حضانت کودک به مادرش داده شده و پدر و مادر از هم جدا می شوند.

رقیه موسوی مددکار موسسه خیریه مهرآفرین می گوید : پس از گذشت حدود یک سال، مادر کیمیا، برای تأمین مخارج
و دیگر حمایت ها با مردی ازدواج کرد که 5 سال از او کوچکتر بود.

موسوی می افزاید : طبق بررسی ها صورت گرفته مشخص شد بابک علاوه بر مصرف مواد مخدر( شیشه )،
دارای أفکار عجیب و توهمات خاص است. مادر کیمیا زمانی متوجه این رفتارها می شود که بابک ازدواج کرده بود.

وی در این خصوص توضیح می دهد: پس از اینکه مددجو(مادر کیمیا) با همسرش عقد موقت ( صیغه) می کند
متوجه رفتارهای عجیبی از سوی بابک می شود. یکی از این رفتارهای عجیب قرص خوابی است
که هر شب به مادر کیمیا می داد؛ به این بهانه که خوابی آرامتر داشته باشد.

تجاوز ناپدری شیطان پرست به کیمیای هفت ساله

موسوی می‌افزاید: پدر ناتنی بارها( طبق گفته کیمیا ٧٠ بار ) به وی تجاوز کرده است. مادر از این تجاوزها
بی اطلاع بوده و درخواست دارد، به قاضی بگوییم او(مادر کیمیا) بی گناه است.

وی ادامه می دهد: از آنجا که خواب مادر کیمیا سنگین بوده و قرص خواب هم می خورده، بابک از این خواب
سنگین و مداوم سوء استفاده می کرده و به آزار دختر هفت ساله می پرداخته است.

چند دقیقه بعد به اتاق باز می گردیم. کیمیا هنوز علاقه ای به صحبت کردن ندارد اما وقتی مددکار با او صحبت می کند
عروسکش را در آغوش می کرد و با زبان کودکانه شروع به تعریف ماجرایی می کند که بارها وبارها تکرار شده است.

دخترک معصوم به راحتی در مورد نحوه‌ی ارتباط ناپدری با خود توضیح می‌دهد و این نشان از تکرار این اتفاق
و پذیرش اجباری ( به دلیل ترس از تنبیه فیزیکی به وسیله شلنگ) است.

مادر نیز از زندانی شدن در خانه توسط همسر ، مورد ضرب و شتم قرار دادن به وسیله ی شلنگ ،
اجبار به استفاده از قرص‌های محرک و خواب آور خود و دخترش صحبت میکند.

ناپدری متجاوز پس از بازداشت و زندانی شدن اعتراف کرده که شیطان پرست بوده و به دختربچه ها
علاقه داشته و به خاطر کیمیا با مادرش ازدواج کرده است.

طبق گفته مددکار کیمیا ، مادر کیمیا که دچار مشکل عصبی شدیدی شده تحت درمان قرار گرفته
و کیمیا به بهزیستی سپرده خواهد شد.

وی می افزاید : بی اطلاعی و نداشتن آگاهی از سوی مادر جهت مراقبت از کودک و ندادن آموزش به کودک
در مواقع آزار جنسی از علل بروز این اتفاق ناگوار است .

کیمیا را با تمام دردها و تلخی هایی که بر روح و جسمش وارد شده ترک می کنیم. کیمیایی که برای التیام
زخم هایش به زمان نیاز دارد. آن هم نه یک سال و دو سال . بلکه چند سال. شاید پس از این زمان طولانی
اندکی از دردهایش التیام پیدا کند. شاید…تجاوز ناپدری شیطان پرست به کیمیا

فارس

[ad_2]

لینک منبع

ناگفته های قتل دردناک آتناکوچولو از زبان عمویش و حال و روز خانه آتنا

[ad_1]

ناگفته های قتل دردناک آتناکوچولو

ناگفته های قتل دردناک آتناکوچولو , ٢٠ روز تمام به دنبال آتنا گشتیم. امیدوار بودیم تا این دختر به آغوش خانواده‌اش بازگردد.
اما یک خبر جست‌وجوها را متوقف کرد، آتنا پیدا شد اما نه آنطوری که همه فکرش را می‌کردیم.
شاید او پیدا شد تا سرنخی باشد برای فاش‌شدن راز قتل‌های سریالی این شهر. اینها را عموی آتنا به «شهروند» می‌گوید.
مهدی اصلانی برادر پدری است که از شدت غصه این درد توان صحبت‌کردن با کسی را ندارد،
به همین دلیل از ما خواست تا با برادرش همکلام شویم .

شما کی از قتل آتنا مطلع شدید؟

سه‌شنبه صبح بود که از طرف نیروی انتظامی با بهنام برادرم تماس گرفتند و گفتند پیکر آتنا پیدا شده است.
اما تا وقتی که جسد او را ندیده بودیم، باور نمی‌کردیم. اصلا تصورش را هم نمی‌کردیم که برای این دختر معصوم چنین اتفاق هولناکی افتاده باشد.

چند روز دنبال آتنا گشتید؟

از همان روز که او گم شد. همه شهر را زیرورو کردیم. ٢٩ خردادماه بود که آتنا گم شد. همه جا را دنبال او گشتیم.
پلیس، هلال‌احمر، حتی مردم شهر در جست‌وجوی ردی از آتنا بودند. ما خیلی نگران و بی‌تاب بودیم.
کل پارس‌آباد را وجب‌به‌وجب دنبال آتنا بودیم. محل‌های بدنام شهر، پاتوق معتاد‌ها، کنار رودارس،
روستاهای اطراف، شهرک‌هایی که این چند ساله در اطرف پارس‌آباد ساخته شده،
شب و روز دنبال ردی از آتنا بودیم. همه تا روز آخر هم امیدوار بودیم که آتنا سالم باشد،
اما حیف که همه این تلاش‌ها بی‌نتیجه بود. نمی‌دانم که چرا باید آتنا کوچولو قربانی این نقشه شود،
اما مثل این‌که قتل آتنا کلید بازشدن قفل چند جنایت دیگر شده است.

ناگفته های قتل دردناک آتناکوچولو

ناگفته های قتل دردناک آتناکوچولو

برادر شما چند‌ سال است که ازدواج کرده؟

بهنام ١٠‌سال است که تشکیل خانواده داده است. حاصل این ازدواج هم دو دختر بود. آتنا و آسنا. آتنا حدودا ٧ساله داشت و آسنا هم ٤ساله است.

بهنام از همان اول دستفروش بود؟

بله او هیچ‌وقت نتوانست شغل مناسبی پیدا کند. در همه این سال‌ها دستفروشی می‌کرد. بیشتر هم لباس می‌فروخت.
بهنام سرمایه‌ای نداشت. به همین دلیل با پول کس دیگری کار می‌کرد. لباس می‌خرید و روی وانت می‌فروخت.
حتی این وانت مدل ٧٨ هم مال خودش نیست. همان کسی که پول خرید لباس را به بهنام می‌داد،
این خودرو را هم به او داده بود تا روی آن کار کند.

با این اوصاف خانواده آتنا وضع مالی خوبی ندارند؟

برادر من مستأجر است. همه دلخوشی او و همسرش همین دو تا بچه بودند. حالا هم که کل خانواده در شوک این حادثه هستند.
شاید اگر برادرم شغل مناسبی داشت و مجبور نبود برای تأمین هزینه‌های زندگی کنار خیابان دستفروشی کند،
الان آتنا زنده بود. البته استاندار اردبیل خودشان برای اشتغال دایم برادرم قول‌هایی دادند که امیدوارم عملی شود.

حال پدر و مادر آتنا چطور است؟

مادرش که چند روز است بیمارستان بستری شده. تا به خانه می‌آید حالش بد می‌شود. مدام باید به او سرم وصل کرد.
برادرم هم که اصلا با کسی حرف نمی‌زد. وضع روحی خیلی بدی دارند.
مادرم هم مدام برای آتنا گریه می‌کند. او در بین نوه‌هایش آتنا را خیلی دوست داشت.

شما آخرین‌بار کی آتنا را دیدید؟

فکر می‌کنم دو روز قبل از این‌که گم شود. تازه برای ‌سال تحصیلی جدید ثبت‌نام کرده بود. آتنا پیش‌دبستانی بود، قرار بود امسال از اول مهر به کلاس اول برود.

ناگفته های قتل دردناک آتناکوچولو

ناگفته های قتل دردناک آتناکوچولو

آتنا دوست داشت چه‌کاره شود؟

چون برادرم بهنام تا کلاس سوم راهنمایی بیشتر درس نخوانده بود، دوست داشت بچه‌هایش درس بخوانند
و آینده بهتری داشته باشند. آتنا هم درس را خیلی دوست داشت. خیلی هم باهوش و شیرین‌زبان بود،
من مطمئنم که اگر زنده بود، می‌توانست خیلی پیشرفت کند.

خانواده آتنا از ابتدا در پارس‌آباد ساکن بودند؟

بله ما اصالتا اهل پارس‌آباد هستیم. همه خانواده ما در این شهر زندگی می‌کنند. خیلی‌ها این‌جا ما را می‌شناسند.
به همین دلیل هم گم‌شدن آتنا این‌قدر سروصدا کرد.

تا قبل از این حادثه از قاتل آتنا شناختی داشتید؟

بله. پارس‌آباد شهر کوچکی است. تقریبا مردم شهر همدیگر را می‌شناسند و مغازه اسماعیل دقیقا روبه‌روی جایی بود
که برادرم دستفروشی می‌کرد. او تقریبا ١٠‌سال است که در این مغازه رنگرزی می‌کند. او دوبار ازدواج کرده
و دو پسر و یک دختر هم دارد. اسماعیل اهل روستاهای اطراف پارس‌آباد است. من چندبار هم داخل مغازه او رفتم.
یادم هست یکبار برای رنگ‌کردن لباسم به مغازه اسماعیل رفتم. فضای عجیبی داشت، خیلی خوف داشت.
همه جا تاریک بود، پارچه‌ها و لباس‌های تاریک همه مغازه را پوشانده بود.
راستش کمی ترسیدم.ناگفته های قتل دردناک آتناکوچولو

در این چند روزه صحبت‌های زیادی درخصوص سابقه‌داربودن این شخص مطرح شده است. شما یا برادرتان از این موضوع مطلع بودید؟

اسماعیل کلا آدم خوشنامی نبود. همان‌طور که گفتید، پشت‌سر او حرف و حدیث زیاد بود. نزول می‌گرفت،
بعضی‌ها می‌گفتند اعتیاد دارد. ما شنیده بودیم که ٦ماه زندان بوده، اما جرمش را نمی‌دانستیم.
حتی بعضی‌ها می‌گفتند که سابقه کودک‌آزاری هم داشته است.

پس برادر شما چرا اجازه می‌داد آتنا داخل مغازه اسماعیل رفت‌وآمد کند؟

آتنا برای آب‌خوردن در دستشویی به مغازه او می‌رفت. برادرم دستفروش کنار خیابان بود، وقتی بچه تشنه می‌شد یا نیاز به دستشویی داشت، می‌رفت. جای بساط برادرم نبش خیابان پزشکان دقیقا روبه‌روی مغازه اسماعیل بود. ضمن این‌که همه این صحبت‌هایی که درباره اسماعیل بین مردم دهان به دهان می‌شد، در حد حرف و شایعه بود، کسی واقعا نمی‌دانست که او چنین آدم خطرناکی است. او حتی در این چند روز که ما دنبال آتنا می‌گشتیم، کنار ما بود.

یعنی با شما دنبال آتنا می‌گشت؟

بله، قصد داشت ما را گمراه کند. من هنوز هم باورم نمی‌شود. که یک انسان بتواند این‌گونه رفتار کند. وقتی یاد آن روزها می‌افتم که اسماعیل به ما می‌گفت آتنا مثل دختر خودم است و باید در پیداکردن او به شما کمک کنم، اعصابم به هم می‌ریزد. تصورش هم حالم را خراب می‌کند.

این که اعلام شده پیکر آتنا به کمک همسر و برادر قاتل پیدا شده، صحت دارد؟

همسر و برادر اسماعیل پس از دستگیری او به قضیه مشکوک می‌شوند. خانه را جست‌وجو می‌کنند و آتنا را داخل یک بشکه پیدا می‌کنند. البته این همسر دوم اوست. زن اول اسماعیل از او طلاق گرفته بود.

علت طلاق او را می‌دانید؟

مثل این‌که اسماعیل در نبود همسرش با یک دختر در ارتباط بوده که زنش سر می‌رسد و متوجه می‌شود. سر همین موضوع هم طلاق می‌گیرد.ناگفته های قتل دردناک آتناکوچولو

از آخرین جزییات این پرونده خبر دارید؟

تا جایی که ما اطلاع داریم، قاتل بی رحم تاکنون به ٢ قتل دیگر به جز آتنا اعتراف کرده است، اما از جزییات آن خبر دقیقی نداریم. دیروز هم پلیس در یکی از شهرک‌های اطراف پارس‌آباد دنبال بقایای جسد خانمی بود که چند ‌سال پیش پیکر بی‌سر او در اطراف پارس‌آباد پیدا شده بود. مثل این‌که این زن هم قربانی نقشه‌های این مرد پلید شده است.

خانواده شما از مسئولان قضائی چه درخواستی دارد؟

اشد مجازات برای این مرد سنگدل. هرچند این مجازات هم برای او کم است، اما کاری بیشتری نمی‌شود انجام داد.

در این مدت از مسئولان و مقامات استان کسی جویای احوال خانواده شما بود؟

بله در این مدت خیلی‌ها به ما لطف داشتند. دکتر صمدی فرماندار، استاندار، امام جمعه پارس‌آباد، نماینده شهر در مجلس، از اردبیل و شهرهای دیگر. مردم پارس‌آباد همه خیلی زحمت کشیدند. پنجشنبه استاندار قبل از مراسم ختم به خانه برادرم آمدند، در مراسم ختم هم شرکت کردند. معاون سیاسی- امنیتی استانداری هم در مراسم ختم حضور داشتند. وزیر کار، آقای روحانی رئیس‌جمهوری و جهانگیری معاون ایشان هم پیام دادند. از همه این عزیزان تشکر می کنیم.ناگفته های قتل دردناک آتناکوچولو

شهروند ,رکنا

[ad_2]

لینک منبع

خودکشی دختر روستایی بعد از آزارهای شوم مرد آشنا

[ad_1]

خودکشی دختر روستایی

خودکشی دختر روستایی ,مرد شیطان صفت که در جنایتی سیاه دختر 14 ساله‌ای را ربوده و پس از آزار و اذیت‌اش گریخته بود
سرانجام پس از 22 روز فرار در مخفیگاهش شناسایی و دستگیر شد.به‌دنبال این جنایت هولناک که در یکی
از روستاهای استان گلستان رخ داد، دختر نوجوان به زندگی‌اش پایان داد.

بنا بر اظهارات مادر خانواده، دختر نوجوان بلافاصله بعد از تعرض وحشیانه در حالی که می‌گریست خود را به خانه رساند
و ماجرا را برای مادرش تعریف کرد. مادر هم او را به آرامش دعوت کردو قول داد صبح روز بعد
و از طریق مراجع قضایی ماجرا را پیگیری کند،
اما فردا صبح وقتی به اتاق دختر نوجوانش رفت درکمال ناباوری با پیکرنیمه جانش روبه‌رو شد.

با انتقال دختر نوجوان به بیمارستان تلاش‌های تیم پزشکی برای نجات او آغاز شد تا اینکه دخترک نگون بخت
برای دقایقی به هوش آمد و ماجرا را برای مأموران پلیس تعریف کرد.

خودکشی دختر روستایی

خودکشی دختر روستایی

وی گفت: «شب 27 خرداد با یکی از دوستانم در خیابان‌های روستا مشغول گفت‌ و‌گو بودم که ناگهان مرد 33 ساله
مجرد که از اهالی روستا بود مرا با تهدید چاقو ربوده با انتقال به خلوتگاه شیطانی‌اش مورد آزار و تجاوز قرار داد.»

با توجه به این اطلاعات و اعلام شکایت خانواده قربانی ماجرا، تجسس‌های پلیس برای به‌دست آوردن ردی
از تبهکارفراری در دستور کار مأموران پلیس آگاهی گرگان قرار گرفت، اما متهم هر بار با تغییر مکان
خود پلیس را در بازداشت‌اش ناکام می‌گذاشت تا اینکه سرانجام 19 تیرماه درعملیاتی ضربتی
شناسایی و دستگیرشد.درحال حاضرتحقیقات تخصصی ازاین تبهکار آغاز شده است.

رکنا

[ad_2]

لینک منبع

اعدام خرچنگ های سیاه مشهد به جرم آزار جنسی زنان درخرابه ها

[ad_1]

اعدام خرچنگ های سیاه مشهد

اعدام خرچنگ های سیاه مشهد ,در پی درج اخبار مربوط به پرونده معروف به «خرچنگ های سیاه» در مشهد،
تعداد زیادی از شهروندان در تماس با روزنامه خراسان، خواستار مجازات سریع متهمان این پرونده در ملاء عام شدند.

برای پیگیری آخرین وضعیت پرونده «خرچنگ های سیاه» به سراغ معاون دادستان مشهد رفتیم و از او درباره این پرونده پرسیدیم.
قاضی ویژه رسیدگی کننده به پرونده مذکور گفت: شهروندانی هم با مجتمع قضایی انقلاب اسلامی مشهد
تماس گرفته و خواهان مجازات سریع متهمان پرونده معروف به «خرچنگ های سیاه» شده اند
اما هر پرونده ای باید با دقت مورد بررسی قرار گیرد و روال قانونی خود را طی کند تا خدای ناکرده
کسی بی گناه مجازات نشود یا گناهکاری از چنگ عدالت نگریزد.

با این وجود و به دلیل حساسیت واهمیت موضوع و همچنین دستورات ویژه دادستان مرکز خراسان رضوی برای رسیدگی
فوق العاده و سریع به پرونده معروف به «خرچنگ های سیاه» همه مراحل قانونی و روند رسیدگی
به صورت شبانه روزی ادامه یافت و هم اکنون نیز پرونده مذکور در مرحله صدور کیفرخواست قرار دارد.

اعدام خرچنگ های سیاه مشهد

اعدام خرچنگ های سیاه مشهد

قاضی حسن حیدری تصریح کرد: برای اثبات دقیق مسائل غیراخلاقی این پرونده، برخی آزمایش های پزشکی
توسط پزشکان مجرب استان انجام شد که نتیجه آن نشان می داد شاکیان مورد تعرض قرار گرفته اند
و مدارک مستند این گونه آزمایش ها نیز ضمیمه پرونده شد تا مورد استناد قضات در مراحل دیگر رسیدگی قانونی قرار گیرد.

قاضی حیدری تاکید کرد: با آن که بازجویی ها از متهمان و همچنین جمع آوری اسناد و مدارک محکمه پسند
در این گونه پرونده ها معمولا طول می کشد اما دستگاه قضایی از همه توان خود برای احقاق حق استفاده می کند
و ان شاء ا… به زودی پرونده مذکور برای بررسی و محاکمه متهمان به دادگاه ارسال خواهد شد.

سابقه خبر

گزارش خراسان حاکی است: اوایل خرداد گذشته، کارآگاهان پلیس آگاهی خراسان رضوی با صدور دستورات ویژه‌ای
از سوی معاون دادستان مشهد برای دستگیری اعضای باند مخوفی اقدام کردند که اظهارات شاکیان نشان می داد:
چند جوان پرایدسوار آن ها را به عنوان مسافر سوار کرده و در اتاقک چهار دیواری مخروبه ای در منطقه باغچه
یا منطقه گلمکان با توسل به زور مورد آزار و اذیت قرار داده اند. با دستگیری 5 نفر در این پرونده
که به «خرچنگ های سیاه» معروف شدند، مشخص شد که آنان حدود 6 زن جوان را طعمه نیات شیطانی خود کرده اند و …

نظر مردم درباره اعدام متجاوزان

یکی از شهروندان با قدردانی از تلاش های کارآگاهان برای دستگیری باند مخوف تجاوز به عنف، گفت: از همه عزیزانی
که بی آلایش و بدون هیچ چشمداشتی در جهت پاسداری از امنیت و آسایش شهروندان و نوامیس مردم تلاش می کنند
سپاسگزارم و امیدوارم که قوه قضاییه نیز در اسرع وقت این مجرمان مخوف
را به سزای اعمالشان برساند تا قدری مرهمی بر دل های سوخته باشد.

شهروند دیگری نیز با بیان این که «خرچنگ های سیاه» احساسات مردم را جریحه دار کرده‌اند گفت:
از مقام قضایی عاجزانه خواهش می کنم تا این افراد خبیث را خیلی زود و در ملاء عام به سزای اعمالشان برسانند.
فرد دیگری نیز با ارسال پیامک به خراسان نوشت: از پلیس آگاهی ، دادستان مشهد و قاضی پرونده،
عاجزانه می خواهم این کفتارها را که به «خرچنگ های سیاه» معروف شده اند هرچه
سریع تر اعدام کنند چرا که نفس کشیدن آن ها هوا را آلوده می کند!

اعدام خرچنگ های سیاه مشهد و نظر مردم درباره اعدام آن ها

شهروند دیگر هم نوشت: وقتی ماجرای «خرچنگ های سیاه» را خواندم به شدت متاثر شدم و قلبم به درد آمد.
واقعا باید انسان به چه درجه ای از خباثت و بی رحمی برسد که دست به چنین اعمال کثیفی بزند.
از مقامات قضایی می خواهم رسیدگی به این پرونده را در اولویت قرار بدهند و بدون کوچکترین اغماضی
حکمی قاطع صادر کنند تا درس عبرتی برای مزاحمان نوامیس مردم شود چرا که این اقدام مقتدرانه
دستگاه قضایی در خاطر مردم برای امنیت نوامیس باقی خواهد ماند.

شهروندی هم با اشاره به این که اعدام تنها تسکین قلب مردم و شاکیان است، نوشت: از قوه قضاییه مملکت عاجزانه تقاضا می کنم . خرچنگ های سیاه را به شدیدترین حد مجازات کنند تا دیگر کسی جرات تعرض به ناموس مردم را نداشته باشد.

یکی دیگر هم گفت: از دستگاه قضایی می خواهم ابتدا «خرچنگ ها» را در شهر بچرخانند و بعد در ملاء عام اعدام کنند چرا که اعدام کوچکترین مجازات برای آن هاست.شهروندی هم با بیان این که اگر کسی با نوامیس همین «خرچنگ های سیاه» چنین برخوردی داشته باشد چه حسی خواهند داشت؟ نوشت: من منتظر اجرای سریع احکام قاطع دستگاه قضایی برای پرونده خرچنگ های سیاه هستم و از زحمات همه عزیزان در دستگاه قضایی و پلیس آگاهی قدردانی می کنم.

خراسان

[ad_2]

لینک منبع

اعدام کرکس های کرج و راز هولناک 14جنایت سیاه با زنان و دختران

[ad_1]

اعدام کرکس های کرج

اعدام کرکس های کرج ,شک ماموران کلانتری 28 آدران هنگام گشت زنی پرده از راز 14 جنایت سیاه دو جوان
معروف به کرکس های کرج برداشت.

ساعت یک بامداد 8 اردیبهشت سال 84، ماموران انتظامی کلانتری 28 آدران هنگام گشت زنی در جاده چالوس،
به سرنشینان یک خودروی سواری طوسی رنگ که سه مرد و یک زن در آن بودند، مشکوک شدند
و به آنها دستور ایست دادند، اما راننده خودرو بر سرعت خود افزود و متواری شد تا سرانجام به دنبال شلیک های پلیس،
خودرو حوالی دره ای متوقف شد و سرنشینان خودرو با باقی گذاشتن یک دختر جوان داخل خودرو متواری شدند.
ماموران دختر جوان را برای ادامه تحقیقات به اداره جنایی پلیس آگاهی استان تهران منتقل کردند و به تحقیق از او پرداختند.

دختر جوان در اظهاراتش به کاراگاهان گفت: بعدازظهر قصد رفتن به خانه یکی از اقوامم را داشتم که در منطقه آریاشهر تهران،
سوار خودروی مسافرکشی شدم و راننده که یک مسافر مرد هم همراهش بودند حرکت کرد،
در میانه راه، سرنشینان خودرو با زور و تهدید چاقو، مرا ربودند و با انتقال به بیابان های اطراف
شهر مورد آزار و اذیت قرار دادند و اموالم را به سرقت بردند.

اعدام کرکس های کرج

اعدام کرکس های کرج

به دنبال شکایت دختر جوان، چهره نگاری رایانه ای از مردان شرور صورت گرفت و جستجو برای یافتن آن ها آغاز شد
تا این که چند روز بعد، ماموران اداره جنایی پلیس آگاهی استان تهران موفق به دستگیری دو نفر از متهمان فراری
به نام های امید و حسین شدند. با انتقال متهمان به مرکز پلیس، آن ها راز 14 جرم سیاه را فاش کردند.

ماموران در بازجویی از متهمان پی بردند که این دو جوان که به کرکس های کرج معروف هستند 14 زن و دختر
را به شیوه مسافرکش نما در آریاشهر، جنت آباد، میدان آزادی و آزادراه تهران کرج سوار
بر خودروهایشان کرده و با تهدید چاقو نقشه شوم و سیاه را به اجرا رسانده اند.

بنابراین پرونده متهمان با صدور کیفرخواست به شعبه 79دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد،
اما قضات این شعبه، پرونده را با عدم صلاحیت رسیدگی به دادگاه کرج ارسال کردند و قاضی نصیری،
رئیس شعبه اظهارنظر دادسرای امور جنایی کرج با توجه به جرایم خشن متهمان، برای آن ها تقاضای محاربه کرد
و پرونده متهمان در اختیار قاضی عاصف الحسینی، رئیس شعبه یکم دادگاه انقلاب کرج قرار گرفت
تا به سرنوشت سیاه اقدامات خود که اعدام است محکوم شوند.

متهمان این پرونده در شعبه 79 دادگاه کیفری استان تهران به اتهام آدم‌ربایی، تجاوز به عنف و سرقت
به اعدام محکوم شدند و حکم آنها در شعبه 27 دیوان عالی کشور نیز تأیید شد.
سرانجام این دو مرد شیطان‌صفت سحرگاه چهارشنبه هفته گذشته (14 تیرماه جاری) در زندان
رجایی‌شهر کرج به دار مجازات آویخته شدند و به سزای اعمال خود رسیدند.

رکنا

[ad_2]

لینک منبع

خنده های شیطانی پسر همسایه که از تراس وارد اتاقم شد و …

[ad_1]

اگر پدرم می توانست خودش را از تونل تاریک و وحشتناک مواد افیونی بیرون بکشد و این هیولای هولناک را در گورستان سیاه دفن کند، من امروز این گونه خوار و ذلیل نمی شدم تا یک تبعه خارجی این گونه با آبروی من و خانواده ام بازی کند. اگر همچون دختران دیگر، پدرم پشتیبانم بود و در سختی ها به او تکیه می کردم شاید …

خنده های شیطانی پسر همسایه

خنده های شیطانی پسر همسایه ,این ها بخشی از اظهارات دختر 15 ساله ای است که ادعا دارد خواستگارش
با ورود به عنف به منزلشان، او را تهدید کرده و با توسل به زور مورد آزار و اذیت قرار داده است.
این دختر نوجوان درحالی که بیان می کرد از روزی که این حادثه تلخ برایم رخ داده است،
از شدت ترس جرات خوابیدن ندارم، به کارشناس و مددکار اجتماعی کلانتری کاظم آباد مشهد گفت:
کودک خردسالی بودم که معنی مواد مخدر را فهمیدم.

آن روزها پدرم مواد مخدر صنعتی (شیشه) مصرف می کرد و همین موضوع اختلافات بین پدر و مادرم را شدت می بخشید
چرا که او پس از مصرف شیشه، دچار توهمات ذهنی می شد و من و مادرم را به شدت کتک می زد.
مادرم بارها تلاش کرد پدرم را از چنگال این هیولای وحشتناک نجات بدهد ولی پدرم با روی آوردن
به مواد مخدر صنعتی آن قدر در این گرداب خطرناک فرو رفته بود که همه چیز را نادیده می گرفت.

بالاخره کاسه صبر مادرم لبریز شد و زمانی که من 8 سال بیشتر نداشتم حلقه ازدواج را از انگشتش بیرون کشید
و از پدرم طلاق گرفت. از آن روز به بعد پدرم در مرداب مواد مخدر به حرکت خود ادامه داد
و مادرم برای سعادت و آینده من، کمر همت بست.
اگرچه با اجاره یک منزل در بولوار توس مادرم شغلی
برای خودش دست و پا کرد تا دست نیاز به سوی کسی دراز نکنیم اما من همیشه آرزو داشتم
که روزی پدرم نزد ما بازگردد تا حداقل در سختی های روزگار تکیه گاهم باشد. اما افسوس …

خنده های شیطانی پسر همسایه

خنده های شیطانی پسر همسایه

خلاصه سال ها به همین ترتیب گذشت و من هم سعی می کردم با نمره های خوب مادرم را خوشحال کنم
چرا که او به سختی مخارج تحصیلم را فراهم می کرد. در این میان با یکی از همسایگان همان محله
که تبعه خارجی بودند رفت و آمد پیدا کردیم تا این که سال گذشته پسر 22 ساله همان همسایه
به خواستگاری ام آمد ولی من بلافاصله پاسخ منفی دادم چرا که دوست داشتم ادامه تحصیل بدهم.

از سوی دیگر هم او نه تنها تبعه خارجی بود بلکه بی سواد و بیکار نیز بود. با این همه، او در مسیر مدرسه سر راهم
قرار می گرفت و تهدید می کرد «نمی گذارد با کس دیگری ازدواج کنم». یک سال از خواستگاری او می گذشت
و من اهمیتی به حرف هایش نمی دادم تا این که یک روز تعطیل وقتی مادرم مانند هر روز ساعت 6 صبح
سرکار رفت و من هم خواب بودم ناگهان با صدایی از خواب پریدم و پسر همسایه را در اتاقم دیدم.

فریاد زدم که با پلیس تماس می گیرم اما او با خنده های شیطانی گفت تو کسی را نداری! من هم از فریادهایت نمی ترسم.
او سپس به زور مرا مورد آزار و اذیت قرار داد و تهدید کرد حالا دیگر آبرویم را می برد و با عبور از روی تراس
منزل هر روز این کار را تکرار می کند.
از آن روز به بعد دیگر خواب از چشمانم گرفته شده و از هر صدایی می ترسم
اما حالا که دست به دامان قانون شده ام آرزو می کنم کاش سایه پدر بالای سرم بود تا …

رکنا

[ad_2]

لینک منبع

تجاوز و قتل بی رحمانه زن باردار و پسر 10 ماهه اش توسط 2 مرد دیو صفت

[ad_1]

تجاوز و قتل بی رحمانه زن باردار

تجاوز و قتل بی رحمانه زن باردار ,رسانه های ترکیه گزارش دادند دو مرد در شمال این کشور به یک زن آواره سوری که باردار بود
تجاوز کردند و او را به همراه پسر 10 ماهه اش به قتل رساندند.

خبرگزاری دوغان ترکیه گزارش داد این زن 20 ساله 9 ماهه باردار بود و قرار بود روز جمعه در بیمارستان زایمان کند.

دو فرد مظنون بازداشت شدند و به جرم خود اعتراف کردند. آنها در کارخانه ای با همسر فرد قربانی همکار بودند
و چند روز قبل از اینکه اقدام به ربودن و بردن این زن به خلوتگاه شیطانی خود با وی مشاجره کرده بودند.

تجاوز و قتل بی رحمانه زن باردار

تجاوز و قتل بی رحمانه زن باردار

خانواده این زن جوان سال گذشته از بحران سوریه فرار کردند و وارد ترکیه شدند. بحران سوریه به کشته شدن
صدها نفر و آواره شدن میلیون ها نفر منجر شده است.

این قتل در حالی صورت گرفت که در روزهای اخیر شبکه های اجتماعی از مطالب ضد سوری مبنی بر اینکه
آنها باید به خانه های خود بازگردند یا از اینجا اخراج شوند پر شده است.

وزیر خانواده ترکیه این عمل « وحشیانه » را محکوم و اعلام کرد عاملان آن باید به « اشد مجازات » محکوم شوند.

ترکیه حدود سه میلیون آواره سوری را در خاک خود جای داده است.
رکنا

[ad_2]

لینک منبع

خلوتگاه زن و شوهر کثیف درخیابان گاندی حلقه شیطانی زنان و دختران

[ad_1]

خلوتگاه زن و شوهر کثیف

خلوتگاه زن و شوهر کثیف ,راز جنایت های سیاه این زوج حدود چهار سال پیش با شکایت چند زن علیه یک مؤسسه غیرقانونی
که در آن به ترویج خرافات می‌پرداختند فاش شد. یکی از این زنان به پلیس گفته بود: چندی پیش با زنی به ظاهر عارف مسلک آشنا شدم.
او وقتی فهمید از نظر روحی آشفته هستم به من پیشنهاد کرد به دفترش مراجعه کنم
و در آنجا برای تعالی روح با عرفان متعالی آشنا شوم تا به آرامش روانی برسم.

وقتی به دفتر مورد نظر در خیابان گاندی رفتم با اینکه تابلویی برای مؤسسه وجود نداشت به آن زن اعتماد کردم.
چون پیش از آن باورم را حسابی جلب کرده و به من گفته بود خودش هم وارد حلقه عرفانی شده است.
سپس در آنجا با مرد خوشرویی صحبت کردم و درباره تابلوی مؤسسه پرسیدم که گفت این مؤسسه را برای ترویج عرفان دایر کرده‌اند
و برای اینکه مشکلاتی برایشان پیش نیاید تابلویی ندارند. من که چشم و گوش بسته
و برای رهایی از مشکلاتم به آنها اطمینان کرده بودم؛
مبالغی به عنوان شهریه واریز کردم و بعد هم تعلیمات شروع شد.

خلوتگاه زن و شوهر کثیف

خلوتگاه زن و شوهر کثیف

مدتی گذشت تا اینکه یک روز این مرد به من گفت برای اینکه روحم تعالی بیشتری ییدا کند بایستی از مرحله ظاهر بگذرم
و به مرحله باطن برسم و با همان زن حقه باز مرا مجبور کردند به کارهای آزار دهنده‌ای تن بدهم.
تا اینکه پس از مدتی فهمیدم موضوع عرفان بهانه‌ای بوده تا مرا مورد آزار و اذیت قرار دهند.»

پس از این شکایت تحقیقات گسترده مأموران آغاز شد تا اینکه شکایت‌های مشابهی ازسوی زنان و دختران دیگر به پلیس رسید.
در ادامه مشخص شد این مؤسسه بدون دریافت هر گونه مجوزی مشغول به فعالیت بوده
و به بهانه ترویج عرفان قلابی، زنان و دختران تنها را به خلوتگاه شیطانی می‌کشاندند.

سپس زن و شوهر مورد نظر بازداشت شدند و پس از تحقیقات تکمیلی پرونده این زوج تبهکار
به دادگاه انقلاب تهران ارسال و آنها محاکمه شدند.
در این دادگاه برای دو متهم حکم اعدام صادر شد. اما پرونده جداگانه‌ای در زمینه تجاوز به عنف
نسبت به زنان و دختران تشکیل شد که در اختیار دادگاه کیفری استان تهران قرار گرفت.
جلسه رسیدگی به این پرونده در شعبه ششم دادگاه کیفری استان تهران به صورت غیر علنی و پشت
درهای بسته برگزار شد و قرار است بزودی قضات دادگاه درباره این دو متهم رأی خود را صادر کنند.

رکنا

[ad_2]

لینک منبع