دوئل خونین به خاطر منشی شرکت که مینا نام داشت

[ad_1]

پسر جوان که در رقابت با رقیب عشقی اش دست به قتل زده بود به قصاص و زندان محکوم شد.

دوئل خونین به خاطر منشی شرکت

دوئل خونین به خاطر منشی شرکت ,مهرماه سال 94 بود که مأموران پلیس از قتل پسر 28 ساله‌ای به نام رضا
در باغ آذری خزانه باخبر شدند و خود را به محل رساندند.
در بررسی‌ها معلوم شد عامل حادثه پسر 28 ساله‌ای به نام امین است که در جریان رقابت برای ازدواج با دختری
جوان مرتکب قتل شده است. متهم بعد از بازداشت گفت: مینا منشی شرکتی بود که آنجا کار می‌کردم.

مدتی که گذشته به او علاقه‌منده شدم و پیشنهاد ازدواج دادم که قبول کرد. مدتی بعد اما گفت که منصرف شده
و می‌خواهد با پسری به نام رضا وصلت کند. امروز با رضا سر این موضوع با هم مشاجره کردیم
که در جریان آن با چاقو به او ضربه‌ای زدم که کشته شد.
با اعتراف متهم، پرونده برای رسیدگی به شعبه پنجم دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.
جلسه که به ریاست قاضی بابایی و مستشار تولیت برگزار شد،
بعد از آخرین دفاع، هیئت قضایی متهم را به اتهام قتل عمد
به قصاص و به اتهام رابطه نامشروع به 99 ضربه شلاق محکوم کرد.

دوئل خونین به خاطر منشی شرکت

دوئل خونین به خاطر منشی شرکت

رکنا

دوئل خونین به خاطر منشی شرکت که مینا نام داشت

[ad_2]

لینک منبع

جزئیات مرگ دختر زورگیر در میدان المپیک تهران

[ad_1]

مرگ دختر زورگیر در میدان المپیک

مرگ دختر زورگیر در میدان المپیک ,بامداد دوشنبه دو مردو یک زن در غرب تهران به مردی حمله کرده و کیفش را دزدیدند.
آنها برای بازپس دادن اموال شاکی درصدد اخاذی 700 هزار تومانی از وی بودند که ناکام ماندند.

همان موقع با شکایت شاکی سارقان تحت تعقیب پلیس قرار گرفتند، اما در جریان این تعقیب و گریز یکی از متهمان
که دختری جوان بود، کشته شد. دو مرد دیگر که یکی از آنها زخمی شده بود هم بازداشت شدند.
با هماهنگی قضایی از سوی قاضی مرادی، بازپرس شعبه دوم دادسرای جنایی تهران تحقیقات درباره پرونده آغاز شد.
این در حالی بود که سارق زخمی به بیمارستان منتقل و تحقیقات از همدست جوان او آغاز شد.

سارق بازداشت شده دیروز در جریان تحقیقات قضایی گفت: من کشتی‌گیر هستم. دختر کشته‌شده هم دوست
همدستم به نام بهرام بود. شب حادثه بهرام همراه دختر مورد علاقه‌اش به دیدنم آمد.
می‌گفت با مردی دعوا کرده و می‌خواهد از او انتقام بگیرد.

مرگ دختر زورگیر در میدان المپیک

مرگ دختر زورگیر در میدان المپیک

بنابراین از من خواست برای تنبیه و دعوا با آن مرد همراهش بروم که قبول کردم. آن دو، سوار خودروی پژوی من شدند
و به غرب تهران رفتیم. او مردی را مقابل خودپرداز دید و خواست او را تعقیب کنم.
طبق خواسته دوستم عمل کردم و پشت سر آن مرد راه افتادیم.

وقتی آن مرد به خانه‌اش رسید، آنها از خودرو پیاده شده و با سرقت کیف او، از من خواستند حرکت کنم.
بهرام می‌گفت باید از این مرد اخاذی کنیم. قصد اخاذی 700 هزار تومانی داشتیم
که گشت پلیس سر رسید و ما از ترس فرار کردیم.

در جریان فرار با اتوبوس و بعد با خودروی پژویی که در حرکت بود تصادف کردیم.
ماموران به ما شلیک کردند و با اخطار می‌خواستند توقف کنیم.
بعد از توقف خودرو متوجه شدم دختر همراهمان گلوله خورده
و فوت شده و دوستم هم زخمی است. من آن دختر را فقط همان شب دیدم و نمی‌دانم خانواده‌اش کجا هستند.

با توجه به اظهارات ضد و نقیض متهم پرونده برای ادامه تحقیقات در دستور کار ماموران اداره یکم پلیس آگاهی تهران قرار گرفت.

مرگ دختر زورگیر در میدان المپیک

مرگ دختر زورگیر در میدان المپیک

جام جم آنلاین

[ad_2]

لینک منبع

کیمیا قربانی تجاوز ناپدری :مرا 70 بار شکنجه کرد به او نگویید من گفته ام!

[ad_1]

کیمیا قربانی تجاوز ناپدری

کیمیا قربانی تجاوز ناپدری ,حسین اسدبیگی در رابطه با اتفاق دلخراشی که برای کیمیا از سوی ناپدری‌اش رخ داده، گفت:
چنین پرونده‌ای در اورژانس اجتماعی کشور وجود دارد.
وی ادامه داد: متأسفانه چند ماه پیش و در همان زمانی که این پرونده تشکیل شد و کیمیا را به بیمارستان آورده بودند،
موضوع را شنیده و متأثر شدم و به‌طور تصادفی در همان مرکزی که در شهر تهران این کودک را پذیرش کرد حضور داشتم.

رئیس اورژانس اجتماعی کشور گفت: «کیمیا» که اسم مستعار این کودک است و این کودک مورد تجاوز قرار‌گرفته
با نام دیگری پذیرش شد، از یکی از شهرهای اطراف تهران به البرز برده و سپس به تهران می‌آورند
و از بیمارستان با اورژانس اجتماعی تماس می‌گیرند.

اسدبیگی گفت: مأموران اورژانس اجتماعی پرونده را بررسی و به وضعیت کودک رسیدگی می‌کنند
و ناپدری متجاوز این کودک نیز در همان شهر دستگیر شده وزندانی می‌شود.

کیمیا قربانی تجاوز ناپدری

کیمیا قربانی تجاوز ناپدری

وی ادامه داد: اکنون از وضعیت ناپدری اطلاعی نداریم که هنوز در زندان است یا خیر، اما در حال حاضر کیمیا
در بهزیستی و در یکی از شهرهای استان تهران نگهداری می‌شود.

رئیس اورژانس اجتماعی کشور تصریح کرد: بنابراین وجود چنین پرونده تکان‌دهنده‌ای را تأیید می‌کنم اما به دلیل اینکه
تبعات خوبی برای این دختر بچه و خانواده او ندارد، اطلاعات بیشتری را نمی‌توانیم بازگو کنیم؛
چه بسا بیشتر یا کمتر از تعداد موارد تجاوز گفته شده (70 بار) وجود داشته باشد،
اما نمی‌توانیم در مورد آن صحبت بیشتری کنیم. اسدبیگی گفت:
آنچه مسلم است در دفعات مکرر ناپدری به این کودک تجاوز کرده و حتماً به سزای اعمال زشت خود خواهد رسید.

گفته می شود این دختر 7 ساله وقتی از شکنجه های جنسی توسط ناپدری اش تعریف می کرد
به شدت می لرزید و مدام می گفت به او نگویید این حرف ها را من گفته ام چون مرا می کشد!

رکنا

[ad_2]

لینک منبع

افشاگری نماینده پارس آباد درباره پرونده قبلی قاتل بی رحم آتنا

[ad_1]

تبرئه قاتل آتنا (اسماعیل رنگرز) در یک پرونده قتل که چند سال پیش بدان متهم بوده، احتمالا با دخالت عوامل انسانی صورت گرفته است. این را نماینده مردم پارس آباد گفت و خواستار محاکمه کسانی شد که به تبرئه قاتل آتنا در پرونده قبلی کمک کرده اند.

قاتل بی رحم آتنا اصلانی

قاتل بی رحم آتنا اصلانی ,نماینده مردم پارس‌آباد به خانه ملت، درباره آخرین وضع بررسی پرونده آتنا اصلانی،
گفته است: «هر پرونده‌ای باید فرآیند قانونی خود را سپری کند که البته در برخی از پرونده‌ها،
طبق قانون می‌توان خارج از وقت آن را رسیدگی کرد، البته این بدان معنا نیست که بتوان یک هفته یا ١٠روزه
این پرونده را مختومه اعلام کرده و متهم را به مجازات قانونی برسانیم بلکه این پرونده خارج از زمانی
که اغلب در دادگاه‌ها تعیین می‌شود، مورد رسیدگی قرار خواهد گرفت.

روند بررسی پرونده‌هایی که خارج از وقت بررسی می‌شود نیز، به‌گونه‌ای است که دو الی سه جلسه در دادسرا به طول می‌انجامد،
سپس کیفرخواست صادر شده و بعد از ارسال به دادگاه نیز، بررسی آن دو الی سه جلسه طول خواهد کشید.
در این میان حق اعتراض هم به مدت ٢٠روز وجود دارد. درنهایت دادگاه کیفری استان رأی را صادر خواهد کرد
و آن را جهت تأیید به دیوانعالی کشور ارسال می‌کند و درنهایت استیذان رئیس قوه‌قضائیه نیز اخذ خواهد شد.»

قاتل بی رحم آتنا اصلانی

قاتل بی رحم آتنا اصلانی

این نماینده مردم در مجلس دهم، در ادامه صحبت‌هایش گفت: «انتظار می‌رفت که در پرونده قتل آتنا، قاضی ویژه تعیین شود که البته براساس آخرین اخبار، دادستان ادله را جمع‌آوری کرده و بازجویی‌ها انجام شده و به نظر می‌رسد به ‌زودی کیفرخواست صادر خواهد شد تا متهم به مجازات خود برسد، زیرا این اتفاق به نوعی امنیت روانی مردم را برهم زده و احساسات کل کشور را جریحه‌دار کرده تا جایی که رسانه‌های خارجی نیز واکنش نشان دادند. باید صبر کرد تا گزارش این اعترافات ارایه شود و این‌که آیا متهم جنایت‌های قبلی قاتل نیز مرتکب شده است یا خیر؛ اگر این جنایت‌ ها تکرار شده باشد، به‌تبع این تکرارها مجازات نیز تشدید خواهد شد.»

عضو کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی گفت: «از محتویات پرونده و آنچه که متهم بدان اعتراف کرده است، به نظر می‌رسد در قتل‌های سابق متهم، عوامل انسانی در برائت این فرد دخیل بوده که جای تأسف است و اگر عده‌ای برای فرار از مجازات وی تلاش کردند، باید اینها هم پای میز محاکمه بیایند.»

خانه ملت

افشاگری نماینده پارس آباد درباره پرونده قبلی قاتل بی رحم آتنا

[ad_2]

لینک منبع

سرباز قزوینی هم‌خدمتی‌های خود را به رگبار بست

[ad_1]

سرباز وظیفه پادگان آبیک در قزوین امروز با سلاحی که در اختیار داشت، اقدام به تیراندازی به سوی هم خدمتی های خود کرد. بر اثر این تیراندازی سه سرباز جان خود را از دست دادند و شش تن دیگر زخمی و به بیمارستان منتقل شدند.

تیراندازی یک سرباز در پادگان قزوین

تیراندازی یک سرباز در پادگان قزوین ,سرباز ضارب پس از اقدام به تیراندازی به سربازان که در آسایشگاه پادگان خواب بودند،
خودزنی کرده و از آنجایی که حال وی وخیم بوده به بیمارستان انتقال داده شده است،
بنابراین امکان تحقیق از وی فراهم نیست و تحقیقات اولیه از طریق بازپرس نظامی از اطرافیان صورت گرفته است.

احمدزاده دادستان عمومی و انقلاب آبیک با اشاره به انتشار خبری مبنی بر شليك سرباز وظيفه به هم خدمتی هايش
در پادگان اظهار کرد: در اثر این تیراندازی 6 نفر مصدوم شدند و طبق آخرین اطلاعات 3 سرباز کشته شدند.
انگیزه فرد هنوز مشخص نیست اما تقاضای انتقالی و رد آن دلیل این اقدام نبوده است.

تیراندازی یک سرباز در پادگان قزوین

تیراندازی یک سرباز در پادگان قزوین

احمدزاده گفت: سرباز ضارب پس از اقدام به تیراندازی به سربازان که در آسایشگاه پادگان خواب بودند،
خودزنی کرده و از آنجایی که حال وی وخیم بوده به بیمارستان انتقال داده شده است، بنابراین امکان تحقیق از وی فراهم نیست و تحقیقات اولیه از طریق بازپرس نظامی از اطرافیان صورت گرفته است.

او گفت: با توجه به اینکه این اتفاق بعدازظهر امروز و خارج از وقت اداری رخ داده، پرونده قضایی فردا در دادسرای نظامی استان ثبت و تحقیقات تکمیلی انجام خواهد شد. اخبار تکمیلی و دقیق تر از طریق سازمان قضایی نیروهای مسلح و رییس کل دادگستری استان قزوین اعلام می‌شود.

میزان

[ad_2]

لینک منبع

ناپدری شیطان پرست بیش از ۷۰ بار به کیمیای ۷ ساله تجاوز کرد

[ad_1]

تجاوز ناپدری شیطان پرست به کیمیا

تجاوز ناپدری شیطان پرست به کیمیا ,داستان آتنای هفت ساله را همه شنیده اند. دختر بچه ای که برای آب خوردن
به مغازه ای رفت که صاحبش رسم مهربانی و انسانیت را از یاد برده بود و … هنوز داغ آتنای پارس آبادی سرد نشده
که خبر آزار و اذیت جنسی دخترکی هفت ساله در استان البرز سرزبان ها افتاده. دختری به نام کیمیا
که از طرف ناپدری مورد تجاوز قرار گرفت تا این روزها روی تخت بیمارستان روزگار بگذراند.

آدرس روی کاغذ را نگاه می کنم. طبقه دوم. بخش کودکان. اتاق 103. در اتاق باز است و مددکاری که کارهای درمانی
کیمیا را انجام می دهد کنار تختش نشسته است. عروسکی سفید رنگ گوشه تخت افتاده و دختری
که نامش کیمیاست آرام و بیصدا کنار عرسک خوابیده. انگار نه انگار که دختری هفت ساله است و پر از انرژی.
همسالانش یک جا بند نمی شوند اما کیمیا نه تنها حرف نمی زند
و بازی نمی کند بلکه با عروسک سفید رنگش هم قهر کرده.

کنارش می نشینم. ملحفه عروسکی اش را روی صورتش می کشد و می گوید با همه قهرم… مدد کارش
با دیدن این حرکت به کیمیا می گوید: سعی کن بخوابی عزیزم. ما چند دقیقه بعد برمی گردیم.
اتاق خلوت و آرام کیمیا را ترک می کنیم تا برای چند لحظه پای صحبت و درددل مددکار کیمیا بنشینیم
و جویای حال دختر 7 ساله ای باشیم. دختری که این روزها لبخندش هم درد می کند.

تجاوز ناپدری شیطان پرست به کیمیا

تجاوز ناپدری شیطان پرست به کیمیا

کیمیا ٧ ساله به همراه مادر و مادربزرگش در کرج زندگی می کرد، پس از سلب حضانت او از پدر واقعی
( به دلیل اعتیاد شدید ، عدم حمایت مالی و عاطفی فرزند و همسر ، آزار و اذیت جسمی و ضرب و شتم کیمیا و مادرش و…)
حضانت کودک به مادرش داده شده و پدر و مادر از هم جدا می شوند.

رقیه موسوی مددکار موسسه خیریه مهرآفرین می گوید : پس از گذشت حدود یک سال، مادر کیمیا، برای تأمین مخارج
و دیگر حمایت ها با مردی ازدواج کرد که 5 سال از او کوچکتر بود.

موسوی می افزاید : طبق بررسی ها صورت گرفته مشخص شد بابک علاوه بر مصرف مواد مخدر( شیشه )،
دارای أفکار عجیب و توهمات خاص است. مادر کیمیا زمانی متوجه این رفتارها می شود که بابک ازدواج کرده بود.

وی در این خصوص توضیح می دهد: پس از اینکه مددجو(مادر کیمیا) با همسرش عقد موقت ( صیغه) می کند
متوجه رفتارهای عجیبی از سوی بابک می شود. یکی از این رفتارهای عجیب قرص خوابی است
که هر شب به مادر کیمیا می داد؛ به این بهانه که خوابی آرامتر داشته باشد.

تجاوز ناپدری شیطان پرست به کیمیای هفت ساله

موسوی می‌افزاید: پدر ناتنی بارها( طبق گفته کیمیا ٧٠ بار ) به وی تجاوز کرده است. مادر از این تجاوزها
بی اطلاع بوده و درخواست دارد، به قاضی بگوییم او(مادر کیمیا) بی گناه است.

وی ادامه می دهد: از آنجا که خواب مادر کیمیا سنگین بوده و قرص خواب هم می خورده، بابک از این خواب
سنگین و مداوم سوء استفاده می کرده و به آزار دختر هفت ساله می پرداخته است.

چند دقیقه بعد به اتاق باز می گردیم. کیمیا هنوز علاقه ای به صحبت کردن ندارد اما وقتی مددکار با او صحبت می کند
عروسکش را در آغوش می کرد و با زبان کودکانه شروع به تعریف ماجرایی می کند که بارها وبارها تکرار شده است.

دخترک معصوم به راحتی در مورد نحوه‌ی ارتباط ناپدری با خود توضیح می‌دهد و این نشان از تکرار این اتفاق
و پذیرش اجباری ( به دلیل ترس از تنبیه فیزیکی به وسیله شلنگ) است.

مادر نیز از زندانی شدن در خانه توسط همسر ، مورد ضرب و شتم قرار دادن به وسیله ی شلنگ ،
اجبار به استفاده از قرص‌های محرک و خواب آور خود و دخترش صحبت میکند.

ناپدری متجاوز پس از بازداشت و زندانی شدن اعتراف کرده که شیطان پرست بوده و به دختربچه ها
علاقه داشته و به خاطر کیمیا با مادرش ازدواج کرده است.

طبق گفته مددکار کیمیا ، مادر کیمیا که دچار مشکل عصبی شدیدی شده تحت درمان قرار گرفته
و کیمیا به بهزیستی سپرده خواهد شد.

وی می افزاید : بی اطلاعی و نداشتن آگاهی از سوی مادر جهت مراقبت از کودک و ندادن آموزش به کودک
در مواقع آزار جنسی از علل بروز این اتفاق ناگوار است .

کیمیا را با تمام دردها و تلخی هایی که بر روح و جسمش وارد شده ترک می کنیم. کیمیایی که برای التیام
زخم هایش به زمان نیاز دارد. آن هم نه یک سال و دو سال . بلکه چند سال. شاید پس از این زمان طولانی
اندکی از دردهایش التیام پیدا کند. شاید…تجاوز ناپدری شیطان پرست به کیمیا

فارس

[ad_2]

لینک منبع

جزئیات جدید از قتل برادر زن در نزاع شبانه خیابان مرتضوی

[ad_1]

قتل برادر زن در نزاع شبانه

قتل برادر زن در نزاع شبانه ,شب گذشته وقوع یک درگیری خونین مقابل خانه ای واقع در خیابان مرتضوی به کلانتری 112 ابوسعید اعلام شد.

با حضور مأموران در محل و انجام تحقیقات اولیه مشخص شد درگیری میان دو نفر به نام های ابوالفضل40 ساله
و تقی 42 ساله که با یکدیگر نیز دارای رابطه خویشاوندی هستند به وقوع پیوسته که نهایتا با دخالت مأموران
درگیری بین این دو نفر خاتمه پیدا کرد و تقی به خانه خود رفت.

با پایان درگیری مأموران محل را ترک کردند اما هنوز از محل حادثه فاصله زیادی پیدا نکرده بودند که به آن ها اعلام شد
که دقیقا در همان مکان قبلی در خیابان مرتضوی، مجددا درگیری اینبار شدیدتری از سر گرفته شده است.
بلافاصله مأموران به محل مراجعه و اینبار مشاهده کردند که ابوالفضل توسط تقی،
برادر زن ابوالفضل مورد اصابت ضربه چاقو از ناحیه سینه قرار گرفته است.

بلافاصله تقی توسط مأموران دستگیر و با توجه به شدت جراحت، ابوالفضل به بیمارستان منتقل شد.

در ساعت یک بامداد به کلانتری 112 ابوسعید اعلام شد که ابوالفضل بر اثر شدت ضربه وارده شده به ناحیه
حساس بدن جان باخت که بلافاصله موضوع به قاضی کشیک ویژه دادسرای امور جنایی و پلیس آگاهی اعلام شد.

قتل برادر زن در نزاع شبانه

قتل برادر زن در نزاع شبانه

با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع قتل عمد و به دستور بازپرس شعبه ششم دادسرای امور جنایی پرونده
جهت رسیدگی در اختیار اداره ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت.

سرهنگ کارآگاه حمید مکرم، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ، با اعلام این خبر گفت: متهم پرونده در اعترافات اولیه عنوان داشته است که انگیزه درگیری مجدد او با مقتول بواسطه فحاشی از سوی مقتول بوده است.

معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ در پایان این خبر اعلام داشت: تحقیقات در خصوص این جنایت هولناک و مشخص شدن علت و انگیزه اصلی وقوع در مراحل مقدماتی قرار دارد و متهم پرونده نیز با قرار بازداشت موقت و جهت انجام تحقیقات تکمیلی در اختیار اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفته است.

رکنا

[ad_2]

لینک منبع

ناگفته های مادر اسماعیل قاتل آتنا اصلانی

[ad_1]

مادر اسماعیل قاتل آتنا اصلانی

مادر اسماعیل قاتل آتنا اصلانی ,او صاحب 7 پسر و یک دختر است که به گفته خودش پس از وقوع این حادثه
و انتشار اخبار در شهر پسرانش هر یک به شهری سفر کرده و پارس آباد را ترک کرده‌اند به طوری که از آنها
خبری ندارد و تنها دخترش نیز با شنیدن خبر این قتل به قدری شوکه شده که دیگر نمی‌تواند صحبت کند.

این‌ها را می‌گوید و چادرش را بر سرش می‌کشد تا متوجه نگاه همسایه‌ها نشود. گریه امانش را بریده طوری
که اشک‌ها اجازه نمی‌دهند که حرف‌هایش را تمام کند. همسایه‌ها نیز از در و پنجره‌های نیمه باز
به او خیره شده‌اند.برخی زیر لب می‌گفتند این مادر قاتل آتنا است و او را با انگشت نشان می‌دادند،
برخی هم با گفتن کلماتی مانند بیچاره، بنده ‌خدا و … سعی داشتند با او هم‌دردی کنند.

خشم همسایه‌ها

مادر اسماعیل در حالی که به دیوار خانه همسایه تکیه کرده بود صحبت می‌کرد که در همین حین خانم همسایه
او را صدا کرد و از او خواست که از جلوی در آنها کمی آن طرف‌تر برود برای همین مادر اسماعیل رنگ‌رز
از ما خواست تا به داخل منزلش برویم که کمی از نگاه‌ها و حرف‌های مردم آرام بگیرد.

وقتی صحبت از روز حادثه می‌شود، می‌گوید: ای کاش لحظه‌ای که پسرم دستانش را جلوی دهان آتنا گذاشته بود،
خودش جان می‌داد و می‌مرد. من شرمنده خانواده که نه شرمنده شهر و شرمنده یک کشور شده‌ام.

او می‌گوید: عروسم به تازگی فارغ شده، او مستاجر اسماعیل بود که بعد از حادثه از ترس نگاه‌های مردم
شبانه اسباب‌کشی می‌کند و به منزل من می‌آید
من هم شرایط مالی خوبی ندارم و حالا با عروسم در یک خانه زندگی می‌کنم.

مادر اسماعیل قاتل آتنا اصلانی

مادر اسماعیل قاتل آتنا اصلانی

پدرش هنوز خبر ندارد

مادر اسماعیل ادامه می‌دهد: دلم می‌خواهد به منزل آتنا بروم و برایش گریه کنم، اما نمی‌دانم آنها با من چه برخوردی می‌کنند.
همسرم هم گوش‌هایش سنگین است و حال خوشی ندارد. از این حادثه خبر ندارد و فکر می‌کند
که اسماعیل به دلیل مشغله‌های زیاد کاری به ما سر نمی‌زند. برای آتنا و پسرم پنهانی گریه می‌کنم.

وقتی صحبت از ملاقات با پسرش می‌شود، عنوان می‌کند:‌ اگر به ملاقات بروم، می‌خواهم داغی را که پسرم بر دل ما گذاشته را در صورتم ببیند و از او می‌پرسم لحظه‌ای که این فاجعه را به بار می‌آورد به من، همسرش و فرزندانش فکر نکرد. می‌دانم تمام شهر خون‌خواه پسر من شده‌اند و منتظر اعدام پسرم در ملأ عام هستند، برای همین از مسئولان می‌خواهم اجازه دهند دقایقی کوتاه با پسرم دیدار کنم که شاید این دیدار آخرین دیدار ما باشد.

او می‌افزاید: بعد از اینکه از ملاقات پسر بیایم به مردم شهر قول می‌دهم که در خرابه‌های این شهر به عزای پسر بنشینم و مردم می‌توانند با شور و شادی برای مرگ پسرم شیرینی پخش کنند و شادی کنند، با فاجعه‌ای که پسرم به بار آورده همه مرگش را جشن می‌گیرند.

رکنا

[ad_2]

لینک منبع

ناگفته‌های مادر آتنا اصلانی از قتل دلخراش دخترش

[ad_1]

گفتگو با مادر آتنا اصلانی

گفتگو با مادر آتنا اصلانی ,پریناز بدخشان، مادر آتنا اصلانی درباره روز حادثه و قتل دخترش گفت: ساعت ۱۱ صبح بود
که آتنا برای کمک به پدرش از خانه خارج شد
و بعد از آن من دیگر خبری از آتنا نداشتم تا اینکه ساعت نزدیک چهار بعد
از ظهر بود که پدر آتنا به خانه بازگشت و متوجه شدیم آتنا گم شده است.

وی درباره جزئیات بیشتر روز حادثه افزود: زمانی که آتنا کنار پدرش مشغول کار بود قاتل نزد آنها می‌آید
و یک شیشه ترشی را به پدر آتنا می‌دهد. تا آن روز قاتل با پدر آتنا هیچ‌گونه ارتباط کلامی نداشت
اما آن روز حادثه قاتل با پدر آتنا ابراز صمیمیت بیشتری می‌کند.

پریناز بدخشان در ادامه تصریح کرد:‌ زمانی که قاتل شیشه ترشی را به پدر آتنا می‌دهد
آتنا به پدرش می‌گوید که آن را از مرد همسایه(قاتل) نگیرد
اما پدرش بدون توجه به حرف آتنا شیشه ترشی را می‌گیرد و داخل ماشین می‌گذارد.

مادر آتنا اصلانی ادامه می‌دهد: روز حادثه آتنا همراه با پسر دایی‌اش مشغول کمک به پدرش بودند که آتنا چندین بار
برای خرید اسباب‌بازی به مغازه اسباب‌بازی فروشی که کنار بساط پدرش بود مراجعه کرد
که قاتل از همین فرصت برای دزدیدن آتنا استفاده کرده بود.
گویا متاسفانه قاتل به بهانه دادن شیشه ترشی دیگری،
آتنا را به داخل مغازه برده و پس از خفه کردنش، او را به قتل رسانده است.

گفتگو با مادر آتنا اصلانی

گفتگو با مادر آتنا اصلانی

بدخشان در واکنش به شایعاتی مبنی‌ بر اینکه آتنا برای نوشیدن آب به مغازه رنگ‌رزی(مغازه قاتل) مراجعه کرده بود،
گفت:‌ آتنا به هیچ عنوان برای نوشیدن آب و یا استفاده از سرویس بهداشتی به مغازه رنگ‌رز نمی‌رفت
و من مطمئن هستم که قاتل بی رحم، آتنا را به بهانه دادن شیشه ترشی به داخل کشانده و او را به قتل رسانده است.

مادر آتنا درباره روزهای سخت پس از گم شدن آتنا و بی‌خبری از او عنوان کرد: پس از آنکه پدر آتنا به منزل بازگشت
و متوجه گم شدن فرزند‌مان شدیم به همه جا از جمله اورژانس، پلیس و خیابان‌ها سر زدیم اما خبری از آتنا نبود.
روزهای اول امید داشتیم که آتنا را پس از چند روز پیدا کنیم اما هر چه زمان می‌رفت ناامیدی‌ ما بیشتر می‌شد.
وی خاطرنشان کرد: در این مدت نذر و نیازهای بسیاری کردم،
حتی نذر کردم که اگر آتنا صحیح و سالم به خانه برگردد برایش قربانی کنم حتی قربانی او را خریدم
و هنوز منتظر هستم که آتنا به خانه برگردد و برایش ذبح کنم.

گفتگو با مادر آتنا اصلانی

گفتگو با مادر آتنا اصلانی

وی افزود:‌ بی‌خبری ما از آتنا بیش از ۲۲ روز طول کشید تا اینکه وقتی یک روز برای پیگیری پرونده به دادسرا مراجعه کردیم
در راه بازگشت به منزل متوجه شدم که در شهر هیاهویی به پا شده و همه درباره پیدا شدن جسد آتنا
در مغازه رنگ‌رزی که در همسایگی بساط پدرش بود صحبت می‌کردند
اول باور نکردم اما هر چه به محل حادثه نزدیک می‌شدم و هیاهوی مردم را می‌دیدم
یقین می‌کردم که جسد دختر بچه در مغازه رنگ‌رز باشد.

بدخشان یادآور شد:‌ وقتی رسیدم جسد آتنا را به بیمارستان منتقل کرده بودند و هرچه التماس کردم اجازه ندادند
که من آتنا را ببینم حتی در روز دفن نیز هر چه خواستم که پتو را کنار بزنم تا روی دخترم را ببینم،
این اجازه را به من ندادند اما من دخترم را بو کردم و هنوز بوی آتنا در مشامم هست و باور نمی‌کنم
که دختر کوچکم که پس از ۶ سال نذر و نیاز و سفر به کربلا خدا او را به من بخشیده ما را ترک کرده باشد.

گفتگو با مادر آتنا اصلانی

گفتگو با مادر آتنا اصلانی

مادر آتنا اصلانی تصریح کرد: قاتل را نخواهم بخشید و می‌خواهم همان‌طور که او فرزند کوچک مرا کشته،
از دنیا برود. می‌خواهم بند بند انگشت قاتل (رنگ‌رز) را که جلوی دهان آتنا بود و باعث خفگی او شد قطع کنند
و می‌خواهم با اسید تمام صورتش را بسوزانند و بعد از دنیا برود،
دلم می‌خواهد مانند آتنای من عذاب بکشد.

وی با تاکید بر اینکه به هیچ عنوان رضایت نخواهم داد، خاطرنشان کرد:‌ من هنوز باور ندارم که آتنا ما را ترک کرده باشد
و هنوز چشم به در هستم که روزی آتنا از در خانه وارد شود و قربانی را که برایش نذر کردم، ذبح کنم؛
حتی خواهر کوچک آتنا (آسنا) هنوز جای خالی خواهرش را احساس می‌کند
و روی دستانش اسم آتنا را نوشته و اجازه نمی‌دهد که آن را بشوییم
و مدام می‌گوید که منتظرم تا آتنا خواهرم بیاید و با من بازی کند.

آنا

[ad_2]

لینک منبع

ناگفته های قتل دردناک آتناکوچولو از زبان عمویش و حال و روز خانه آتنا

[ad_1]

ناگفته های قتل دردناک آتناکوچولو

ناگفته های قتل دردناک آتناکوچولو , ٢٠ روز تمام به دنبال آتنا گشتیم. امیدوار بودیم تا این دختر به آغوش خانواده‌اش بازگردد.
اما یک خبر جست‌وجوها را متوقف کرد، آتنا پیدا شد اما نه آنطوری که همه فکرش را می‌کردیم.
شاید او پیدا شد تا سرنخی باشد برای فاش‌شدن راز قتل‌های سریالی این شهر. اینها را عموی آتنا به «شهروند» می‌گوید.
مهدی اصلانی برادر پدری است که از شدت غصه این درد توان صحبت‌کردن با کسی را ندارد،
به همین دلیل از ما خواست تا با برادرش همکلام شویم .

شما کی از قتل آتنا مطلع شدید؟

سه‌شنبه صبح بود که از طرف نیروی انتظامی با بهنام برادرم تماس گرفتند و گفتند پیکر آتنا پیدا شده است.
اما تا وقتی که جسد او را ندیده بودیم، باور نمی‌کردیم. اصلا تصورش را هم نمی‌کردیم که برای این دختر معصوم چنین اتفاق هولناکی افتاده باشد.

چند روز دنبال آتنا گشتید؟

از همان روز که او گم شد. همه شهر را زیرورو کردیم. ٢٩ خردادماه بود که آتنا گم شد. همه جا را دنبال او گشتیم.
پلیس، هلال‌احمر، حتی مردم شهر در جست‌وجوی ردی از آتنا بودند. ما خیلی نگران و بی‌تاب بودیم.
کل پارس‌آباد را وجب‌به‌وجب دنبال آتنا بودیم. محل‌های بدنام شهر، پاتوق معتاد‌ها، کنار رودارس،
روستاهای اطراف، شهرک‌هایی که این چند ساله در اطرف پارس‌آباد ساخته شده،
شب و روز دنبال ردی از آتنا بودیم. همه تا روز آخر هم امیدوار بودیم که آتنا سالم باشد،
اما حیف که همه این تلاش‌ها بی‌نتیجه بود. نمی‌دانم که چرا باید آتنا کوچولو قربانی این نقشه شود،
اما مثل این‌که قتل آتنا کلید بازشدن قفل چند جنایت دیگر شده است.

ناگفته های قتل دردناک آتناکوچولو

ناگفته های قتل دردناک آتناکوچولو

برادر شما چند‌ سال است که ازدواج کرده؟

بهنام ١٠‌سال است که تشکیل خانواده داده است. حاصل این ازدواج هم دو دختر بود. آتنا و آسنا. آتنا حدودا ٧ساله داشت و آسنا هم ٤ساله است.

بهنام از همان اول دستفروش بود؟

بله او هیچ‌وقت نتوانست شغل مناسبی پیدا کند. در همه این سال‌ها دستفروشی می‌کرد. بیشتر هم لباس می‌فروخت.
بهنام سرمایه‌ای نداشت. به همین دلیل با پول کس دیگری کار می‌کرد. لباس می‌خرید و روی وانت می‌فروخت.
حتی این وانت مدل ٧٨ هم مال خودش نیست. همان کسی که پول خرید لباس را به بهنام می‌داد،
این خودرو را هم به او داده بود تا روی آن کار کند.

با این اوصاف خانواده آتنا وضع مالی خوبی ندارند؟

برادر من مستأجر است. همه دلخوشی او و همسرش همین دو تا بچه بودند. حالا هم که کل خانواده در شوک این حادثه هستند.
شاید اگر برادرم شغل مناسبی داشت و مجبور نبود برای تأمین هزینه‌های زندگی کنار خیابان دستفروشی کند،
الان آتنا زنده بود. البته استاندار اردبیل خودشان برای اشتغال دایم برادرم قول‌هایی دادند که امیدوارم عملی شود.

حال پدر و مادر آتنا چطور است؟

مادرش که چند روز است بیمارستان بستری شده. تا به خانه می‌آید حالش بد می‌شود. مدام باید به او سرم وصل کرد.
برادرم هم که اصلا با کسی حرف نمی‌زد. وضع روحی خیلی بدی دارند.
مادرم هم مدام برای آتنا گریه می‌کند. او در بین نوه‌هایش آتنا را خیلی دوست داشت.

شما آخرین‌بار کی آتنا را دیدید؟

فکر می‌کنم دو روز قبل از این‌که گم شود. تازه برای ‌سال تحصیلی جدید ثبت‌نام کرده بود. آتنا پیش‌دبستانی بود، قرار بود امسال از اول مهر به کلاس اول برود.

ناگفته های قتل دردناک آتناکوچولو

ناگفته های قتل دردناک آتناکوچولو

آتنا دوست داشت چه‌کاره شود؟

چون برادرم بهنام تا کلاس سوم راهنمایی بیشتر درس نخوانده بود، دوست داشت بچه‌هایش درس بخوانند
و آینده بهتری داشته باشند. آتنا هم درس را خیلی دوست داشت. خیلی هم باهوش و شیرین‌زبان بود،
من مطمئنم که اگر زنده بود، می‌توانست خیلی پیشرفت کند.

خانواده آتنا از ابتدا در پارس‌آباد ساکن بودند؟

بله ما اصالتا اهل پارس‌آباد هستیم. همه خانواده ما در این شهر زندگی می‌کنند. خیلی‌ها این‌جا ما را می‌شناسند.
به همین دلیل هم گم‌شدن آتنا این‌قدر سروصدا کرد.

تا قبل از این حادثه از قاتل آتنا شناختی داشتید؟

بله. پارس‌آباد شهر کوچکی است. تقریبا مردم شهر همدیگر را می‌شناسند و مغازه اسماعیل دقیقا روبه‌روی جایی بود
که برادرم دستفروشی می‌کرد. او تقریبا ١٠‌سال است که در این مغازه رنگرزی می‌کند. او دوبار ازدواج کرده
و دو پسر و یک دختر هم دارد. اسماعیل اهل روستاهای اطراف پارس‌آباد است. من چندبار هم داخل مغازه او رفتم.
یادم هست یکبار برای رنگ‌کردن لباسم به مغازه اسماعیل رفتم. فضای عجیبی داشت، خیلی خوف داشت.
همه جا تاریک بود، پارچه‌ها و لباس‌های تاریک همه مغازه را پوشانده بود.
راستش کمی ترسیدم.ناگفته های قتل دردناک آتناکوچولو

در این چند روزه صحبت‌های زیادی درخصوص سابقه‌داربودن این شخص مطرح شده است. شما یا برادرتان از این موضوع مطلع بودید؟

اسماعیل کلا آدم خوشنامی نبود. همان‌طور که گفتید، پشت‌سر او حرف و حدیث زیاد بود. نزول می‌گرفت،
بعضی‌ها می‌گفتند اعتیاد دارد. ما شنیده بودیم که ٦ماه زندان بوده، اما جرمش را نمی‌دانستیم.
حتی بعضی‌ها می‌گفتند که سابقه کودک‌آزاری هم داشته است.

پس برادر شما چرا اجازه می‌داد آتنا داخل مغازه اسماعیل رفت‌وآمد کند؟

آتنا برای آب‌خوردن در دستشویی به مغازه او می‌رفت. برادرم دستفروش کنار خیابان بود، وقتی بچه تشنه می‌شد یا نیاز به دستشویی داشت، می‌رفت. جای بساط برادرم نبش خیابان پزشکان دقیقا روبه‌روی مغازه اسماعیل بود. ضمن این‌که همه این صحبت‌هایی که درباره اسماعیل بین مردم دهان به دهان می‌شد، در حد حرف و شایعه بود، کسی واقعا نمی‌دانست که او چنین آدم خطرناکی است. او حتی در این چند روز که ما دنبال آتنا می‌گشتیم، کنار ما بود.

یعنی با شما دنبال آتنا می‌گشت؟

بله، قصد داشت ما را گمراه کند. من هنوز هم باورم نمی‌شود. که یک انسان بتواند این‌گونه رفتار کند. وقتی یاد آن روزها می‌افتم که اسماعیل به ما می‌گفت آتنا مثل دختر خودم است و باید در پیداکردن او به شما کمک کنم، اعصابم به هم می‌ریزد. تصورش هم حالم را خراب می‌کند.

این که اعلام شده پیکر آتنا به کمک همسر و برادر قاتل پیدا شده، صحت دارد؟

همسر و برادر اسماعیل پس از دستگیری او به قضیه مشکوک می‌شوند. خانه را جست‌وجو می‌کنند و آتنا را داخل یک بشکه پیدا می‌کنند. البته این همسر دوم اوست. زن اول اسماعیل از او طلاق گرفته بود.

علت طلاق او را می‌دانید؟

مثل این‌که اسماعیل در نبود همسرش با یک دختر در ارتباط بوده که زنش سر می‌رسد و متوجه می‌شود. سر همین موضوع هم طلاق می‌گیرد.ناگفته های قتل دردناک آتناکوچولو

از آخرین جزییات این پرونده خبر دارید؟

تا جایی که ما اطلاع داریم، قاتل بی رحم تاکنون به ٢ قتل دیگر به جز آتنا اعتراف کرده است، اما از جزییات آن خبر دقیقی نداریم. دیروز هم پلیس در یکی از شهرک‌های اطراف پارس‌آباد دنبال بقایای جسد خانمی بود که چند ‌سال پیش پیکر بی‌سر او در اطراف پارس‌آباد پیدا شده بود. مثل این‌که این زن هم قربانی نقشه‌های این مرد پلید شده است.

خانواده شما از مسئولان قضائی چه درخواستی دارد؟

اشد مجازات برای این مرد سنگدل. هرچند این مجازات هم برای او کم است، اما کاری بیشتری نمی‌شود انجام داد.

در این مدت از مسئولان و مقامات استان کسی جویای احوال خانواده شما بود؟

بله در این مدت خیلی‌ها به ما لطف داشتند. دکتر صمدی فرماندار، استاندار، امام جمعه پارس‌آباد، نماینده شهر در مجلس، از اردبیل و شهرهای دیگر. مردم پارس‌آباد همه خیلی زحمت کشیدند. پنجشنبه استاندار قبل از مراسم ختم به خانه برادرم آمدند، در مراسم ختم هم شرکت کردند. معاون سیاسی- امنیتی استانداری هم در مراسم ختم حضور داشتند. وزیر کار، آقای روحانی رئیس‌جمهوری و جهانگیری معاون ایشان هم پیام دادند. از همه این عزیزان تشکر می کنیم.ناگفته های قتل دردناک آتناکوچولو

شهروند ,رکنا

[ad_2]

لینک منبع