پایان تلخ دوستی خیابانی دختر و پسر پورشه سوار

[ad_1]

پایان تلخ دوستی خیابانی

پایان تلخ دوستی خیابانی ,چندی پیش دختر جوانی هراسان با پلیس تماس گرفت و از ربوده شدن دوستش توسط راننده
پورشه سواری خبر داد. او به مأموران گفت: «من و چند نفر از دوستانم سوار خودروی مژگان بودیم
که ناگهان در بین مسیر، پورشه‌ای همرنگ و هم مدل خودروی مژگان سد راه‌مان شد.
راننده که پسر جوانی بود از خودرو پیاده شد و پس از ضرب و شتم و تهدید، مژگان را سوار خودرویش کرد و برد.
ما که بشدت ترسیده بودیم شماره پلاک او را یادداشت کردیم.»

با این گزارش شماره پلاک مورد نظر به واحدهای گشتی اعلام شد و پس از بررسی‌های تخصصی، خودروی گرانقیمت
شناسایی شد و مأموران همزمان با دستگیری راننده خودرو -کامبیز-، دختر هراسان را نجات دادند.
پسرثروتمند که به اتهام ضرب و شتم و آدم ربایی بازداشت و به شعبه چهارم دادسرای امور جنایی تهران منتقل شده بود،
وقتی در برابر بازپرس آرش سیفی ایستاد، گفت: «من پورشه دارم و وضع مالی پدرم هم خیلی خوب است.
چند روز پیش در خیابان‌های شمال شهر درحرکت بودم که خودرویی همرنگ وهم مدل با خودروی خودم دیدم که دختر جوان راننده‌اش بود.

پایان تلخ دوستی خیابانی

پایان تلخ دوستی خیابانی

بعد هم با هم کورس گذاشتیم و همین بهانه‌ای شد تا شماره تلفن‌هایمان را رد و بدل کنیم.
چند روزی کارمان کورس گذاشتن و دور دور در خیابان‌ها شده بود. کم کم به هم نزدیکتر شده و من در این مدت
دلباخته‌اش شده بودم و فکر او لحظه‌ای رهایم نمی‌کرد. درعین حال فکر می‌کردم او هم همین احساس را دارد.»

پسر جوان ادامه داد: «روزحادثه برای اینکه به او بگویم چقدر دوستش دارم برایش کادویی تهیه کردم و به مقابل خانه‌شان رفتم.
می‌خواستم آنقدر آنجا بمانم تا مژگان از خانه بیرون بیاید و او را غافلگیر کنم.
اما همین که وارد کوچه شدم، مژگان را دیدم که به همراه چند دختر و پسر جوان سوار
بر ماشین‌های مدل بالا شدند و صدای آهنگشان را هم بلند کردند.

من که از دیدن این صحنه بشدت غیرتی و عصبی شده بودم تعقیب‌شان کردم و در فرصتی مناسب جلوی خودروی مژگان پیچیدم. بعد هم با تهدید او را سوار ماشین خودم کردم. داخل ماشین چند سیلی هم به او زدم تا بفهمد که نباید با احساسات من بازی کند. اما نمی‌دانستم کاری که دارم انجام می‌دهم آدم ربایی است. من فقط به خاطر دلم و برای اینکه به مژگان نشان دهم که چقدر او را دوست دارم این کار را انجام دادم. حالا هم ازاین کار پشیمانم اما عاشق مژگان هستم و می‌خواهم با او ازدواج کنم.»!
پس از اظهارات پسر جوان، بازپرس دستور بازداشت متهم و تکمیل تحقیقات را صادر کرد.

ایران

[ad_2]

لینک منبع

پشت پرده ماجرای هولناک ربودن مرد ثروتمند ازخانه نامزدش

[ad_1]

صاحب نمایشگاه خودروهای گرانقیمت که شبانه از خانه نامزدش ربوده شده و برای اخاذی 200 میلیون تومانی تحت شکنجه قرارگرفته و تا یک قدمی مرگ رفته بود، پس از نجات با مراجعه به دادسرا و در ادعایی عجیب نامزدش را طراح این ماجرای هولناک معرفی کرد.

ربودن مرد ثروتمند ازخانه نامزدش

ربودن مرد ثروتمند ازخانه نامزدش ,صاحب نمایشگاه خودروهای گرانقیمت که شبانه از خانه نامزدش ربوده شده
و برای اخاذی 200 میلیون تومانی تحت شکنجه قرارگرفته و تا یک قدمی مرگ رفته بود،
پس از نجات با مراجعه به دادسرا و در ادعایی عجیب نامزدش را طراح این ماجرای هولناک معرفی کرد.

چندی قبل مرد جوانی به شعبه نهم بازپرسی دادسرای امور جنایی تهران رفت و با تسلیم شکایتی مدعی شد
از سوی مردانی ناشناس ربوده شده و بشدت تحت شکنجه قرارگرفته است.
«پرویز» به بازپرس «سهرابی» گفت: «مدتی قبل به خاطر اختلاف‌های شدید از همسرم جدا شدم.
تا اینکه چند وقت بعد ازطریق دوستانم با زن جوان به‌نام «فرنگیس» آشنا شدم.
از آنجا که فکر می‌کردم او می‌تواند همسرخوبی برایم باشد به خواستگاری‌اش رفتم و به طور رسمی نامزد شدیم.
چند شب قبل به دعوت فرنگیس به آپارتمان مجردی‌اش رفته بودم که ساعتی بعد زنگ به صدا درآمد.

مرد ناشناسی که پشت آیفون بود، گفت که خودروام را جای نامناسبی پارک کرده‌ام.بعد هم از من خواست ماشین را جابه‌جا کنم.من هم سوئیچ را برداشته و سوار آسانسور شدم وپایین رفتم.اما همین که وارد کوچه شدم دو مرد ناشناس با تهدید مرا سوار خودرویم کردند و بسرعت راه افتادند. آنها درطول راه برای آزادی‌ام 200 میلیون تومان پول خواستند. اما هر چه گفتم این مقدار پول همراه ندارم قبول نکردند.با این حال آنها درتاریکی شب به سوی جنوب تهران می‌رفتند که ناگهان تلفن یکی از آنها زنگ خورد که راننده گفت: «قبر را آماده کردی؟» همان موقع بود که فهمیدم آنها تصمیم به کشتنم دارند و بحث پول بهانه است.»

ربودن مرد ثروتمند ازخانه نامزدش

ربودن مرد ثروتمند ازخانه نامزدش

این مرد که بواسطه زخم عمیق گلویش به سختی صحبت می‌کرد، ادامه داد: «در میانه‌های راه، راننده‌ پیاده شد و یکی دیگر از آدم ربایان پشت فرمان نشست.بعد هم مرا به بیابان کشاندند و با چاقو گلویم را بریدند وبه تصوراینکه بزودی می‌میرم مرا با آن حال در بیابان رها کردند. وضعیت بدی بود و مدام بیهوش می‌شدم و رمقی برای نجات خودم نداشتم. تا صبح در همان حال بودم تا اینکه کشاورزی مرا دید و به بیمارستان منتقلم کرد. حالا هم به نامزدم فرنگیس مشکوکم. چون بجز او هیچ کس نمی‌دانست من آنجا هستم.»

درپی شکایت مرد 35 ساله، پس از مدتی یکی از متهمان دستگیرشد.

اما او پس از دستگیری هر گونه دخالت در این آدم ربایی را رد کرد و مدعی شد از سوی یکی از دوستانش به نام «پویا» وارد این ماجرا شده است. بدین ترتیب تحقیقات برای دستگیری پویا و همدستش آغازشد. در حالی که تحقیقات مقدماتی نشان می‌داد آنها پس از این اتفاق ناپدید شده‌اند اما سرانجام مخفیگاه پویا شناسایی شد و کارآگاهان اداره شانزدهم پلیس آگاهی روزجمعه 9 تیر در عملیاتی ویژه او را دستگیر کردند.

روز گذشته این متهم برای تحقیقات به شعبه نهم دادسرای جنایی تهران انتقال یافت اما منکر آدم ربایی شد. ولی وارد کردن ضربات چاقو به شاکی را پذیرفت. «پویا» به بازپرس گفت: «شب حادثه برای صحبت درباره فرنگیس و مسائل مالی سراغ شاکی رفتیم. اوهم با میل خودش با ما همراه شد. اما در بین راه با هم به اختلاف خورده و درگیر شدیم. او با چاقویی که همراهش بود به ما حمله کرد و ما هم برای دفاع از خودمان مجبور شدیم دست به چاقو شویم و چند ضربه‌ به او زدیم.»

این ادعا درحالی از سوی متهم22 ساله مطرح شد که معاینات پزشکی قانونی نشان داد ضربه‌ای که به گلوی شاکی وارد شده نمی‌تواند در درگیری و در دفاع از خود باشد.» به دنبال این اظهارات دستوراحضارفرنگیس هم صادرشد تا تحقیقات فنی دراین باره صورت گیرد.ضمن اینکه تلاش برای دستگیری متهم فراری ادامه دارد.

ایران

[ad_2]

لینک منبع

پسر عاشق پیشه قربانی ارسال شارژ اشتباهی

[ad_1]

پسر عاشق پیشه قربانی آدم ربایی

پسر عاشق پیشه قربانی آدم ربایی ,ساعت 22 و 30 دقیقه 19 خرداد امسال نیروهای بسیج حوالی خیابان خاوران در ایست بازرسی
متوجه خودروی پرشیای سفیدی شدند که چهار سرنشین داشت اما یکی از آنها سرش شکسته
و روی لباس‌های او لکه‌های خون بود. همین باعث شد به این خودرو مشکوک شوند. آنها راه را بر این خودرو بستند
و هر چهار سرنشین آن را پیاده کردند. سه نفراز آنها مدعی بودند با پسر 22 ساله آشنایی دارند.

او در خیابان افتاده بود و می‌خواستند او را به مرکز درمانی منتقل کنند که در ایست بازرسی متوقف شده‌اند. این در حالی بود
که بسیجیان زمانی که خودروی مورد نظر را بازرسی کردند دو دستگاه بی‌سیم کشف کردند.
همین باعث شد به این افراد ظنین شوند و به تحقیق از جوان زخمی پرداختند
که او گفت راننده و دو همراهش را نمی‌شناسد. این افراد وی را از محله طرشت ربوده و در حال فرار بودند.

در ادامه سه متهم پرونده و جوان نجات یافته از دست آدم‌رباها برای تحقیقات
به شعبه سوم بازپرسی دادسرای جنایی تهران منتقل شدند.

ابتدا جوان ربوده شده به قاضی سجاد منافی‌آذر گفت: من یک سال و نیم پیش به طور اشتباهی هنگام خرید شارژ،
مبلغ شارژ را به شماره فردی ناشناس ارسال کردم. زمانی که با آن شماره تماس گرفتم
تا بگویم شارژ تلفن اشتباهی ارسال شده است، متوجه شدم صاحب خط دختر جوان است. با هم حرف زدیم.

پسر عاشق پیشه قربانی آدم ربایی

پسر عاشق پیشه قربانی آدم ربایی

زمانی که متوجه شدیم ساکن دو روستای نزدیک به هم در یکی از شهرهای غربی کشور هستیم، ارتباط تلفنی‌مان بیشتر شد.
کم‌کم به هم علاقه‌مند شدیم و حتی می‌خواستم با خانواده‌ام به خواستگاری‌اش بروم.
من در یک بازار میوه و تره‌بار در غرب تهران کار می‌کردم و هنوز هم آنجا هستم.
پس از مدتی دختر مورد علاقه‌ام در تماس با من مدعی شد دانشجو شده و به تهران آمده است.

شاکی ادامه داد: دراین مدت او که در تهران بود به عناوین مختلف از من پول قرض گرفت که مبلغ آن به یک میلیون و 700 هزارتومان رسید.
بعد از چند ماه او با من تماس گرفت و گفت ازدواج کرده و دیگر نباید با او باشم.
با شنیدن این حرف‌ها شوکه شدم. باورم نمی‌شد فریبم داده است.
من هم برای این که به پولم برسم به شهرمان رفتم و در شورای حل اختلاف از او شکایت کردم.

اما او در روز جلسه رسیدگی حاضر نشد و حتی پیام داد باید از این شکایت صرف نظر کنم در غیر این صورت بلایی سرم می‌آید.
به تهران بازگشتم و نتوانستم برای پیگیری پرونده‌ام به شهرمان بروم
تا این که یک هفته پیش به طور اتفاقی با دختری جوان در تلگرام دوست شدم.
با هم تلگرامی در ارتباط بودیم و تلفنی حرف می‌زدیم. هشتمین روز آشنایی‌مان بود
که او با من تماس گرفت و خواست من به محله طرشت بیایم تا همدیگر را ملاقات کنیم.

اظهارات پسر عاشق پیشه قربانی آدم ربایی

وی ادامه داد: خواسته‌اش را قبول کردم و سر قرار رفتم. یک ساعت منتظر شدم تا این که او دوباره با من تماس گرفت
و خواست به یک کوچه پایین‌تر بروم. او قرار بود با یک ماکسیما بیاید اما با خودروی پرشیا سر قرار آمده بود.
دیدم او همراه چند مرد آمده است. ترسیدم نکند سارق باشند و پول و گوشی‌ام را سرقت کنند.
فرار کردم. همان موقع دختر جوان هم فرار کرد و سه مرد که همراه او بودند به دنبالم آمدند.

مرا گرفتند و کتک زدند و به زور داخل خودرو انداخته و با خود بردند.
آنها خودشان را سرهنگ معرفی می‌کردند.
حتی بی‌سیم هم داشتند. در همین گیرودار به ایست بازرسی بسیج
در خاوران نزدیک شدیم که نیروهای بسیج سر رسیدند و نجات یافتم.

در ادامه سه مرد آدم‌ربا مورد تحقیق قرار گرفتند و مدعی بودند آدم‌ربایی در کار نبوده و فقط می‌خواستند با این جوان حرف بزنند
تا شکایت خود را از همسر دوستشان پس بگیرد که این پسر جوان حاضر به گفت‌وگو با آنها نشده و اشتباهی
به اتهام آدم‌ربایی بازداشت شده‌اند. برای این سه نفر قرار قانونی صادر شد
و آنها برای ادامه تحقیقات به اداره یازدهم پلیس آگاهی تهران منتقل شدند.

جام جم

[ad_2]

لینک منبع